الشيخ محمد علي الگرامي القمي
31
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى)
فلسفى از راه لوازم عمومى وجود مىباشند كه از بطن وجود استخراج مىشوند مثلًا از دقت در خود وجود ، و در لوازم اصالت مهيت ، اصالت وجود را كشف مىكنيم و همينطور . 2 - فلسفه از همهى علوم شاملتر و اعم مىباشد زيرا دربارهى وجود بحث مىكند كه همهى هستى را دربردارد . 3 - علوم ديگر به فلسفه نياز دارند ، ولى فلسفه به آنها نياز ندارد . زيرا هر علمى بايد ابتدا موضوع خود را اثبات كند و سپس دربارهى عوارض آن بحث كند . اثبات وجود ( براى هر موضوع ) جايش در فلسفه است كه بهطور عامّ اثبات مىشود . 4 - محمولاتى كه عارض بر موضوعات مسائل فلسفى مىشوند يا نفس موضوع فلسفه هستند مثل هر موجودى وحدت دارد ، كه وحدت عين وجود است ( توضيح اين مطلب در بحث وحدت و كثرت مىآيد ، ان شاء اللَّه ) و يا اخص از موضوع علم هستند ، مثل بحث از عليت برخى موجودات ، كه همه موجودات علت نيستند و موجود علت ، اخص از موجود بهطور كلى مىباشد . 5 - مسائل فلسفى بيشتر برعكس آورده مىشوند به اين معنى كه موضوع به جاى محمول ( و برعكس ) مىنشيند . مثلا گفته مىشود واجب الوجود موجود است ، يا اصالت براى وجود است ، كه در حقيقت اينطور است . بعضى موجودات واجب هستند ، يا وجود اصيل است . اصالت و يا وجوب حكمى است كه براى وجود و موجود ثابت مىشود . مخالفت با فلسفه در گذشته مخالفتهاى شديدى با فلسفه و فيلسوفان شده است . برخى مخالفتها جنبهى مذهبى داشته است . تصور مىكردهاند فلسفه